X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : دوشنبه 29 اسفند‌ماه سال 1384 در ساعت 11:13 ق.ظ
نویسنده : هادیک
عنوان : یک سال گذشت

 

 

یا مُقَلِّبَ القُلوبِ وَ البصار،یا مَُحَوِّلَ الحَولِ وَ الاَحوال،حَوِّل حالَنا اِلی اَحسَنِ الحال

یک سال گذشت.سال 84 با تمام غم و غصّه هاش تموم شد.در ابتدای سال 84 با پیروزی احمدی نژاد خوشحال شدم و با پرپر شدن گلهای هواپیمای c-130  گریه کردم.سال 84 اگرچه برای من در زمینه تحصیلی سال خوبی نبود (البته بازهم خدا را شکر میکنم) ولی چند تا اتّفاق مهم در زندگی من رخ داد که برام اهمیّت داشتند و دارند.راستی فراموش کردم بگم تو این مدت که نبودم رفتم جنوب!! البته منظورم اردوی "راهیان نور" است.

 وقتی از کوههای پر پیچ و خم و خطرناک کردستان و کرمانشاه عبور میکنی وبه دیار گرم و سوزان اهواز و آبادان و یا خرمشهر میرسی و محل شهادت شهید ها رو میبینی با خودت میگی اونا چه طوری دوام آوردند.چطوری تونستند سرمای کردستان و کوهها شو و یا گرمای "فکّه" و "طلائیه" رو تحمل کنند.اونایی که به مناطق جنگی نرفتند حرف منو متوجّه نمیشند.چون باید اونجا باشی و شرایط اونجا رو لمس کنی.وقتی میری "طلائیه"  تا از اونجا دیدن کنی اما می بینی که تمام منطقه مین گذاری شده و تو باید از معبری با خیال راحت عبور کنی که شبهای عملیات دهها و یا صدها کشته داده تا باز بشه.در طلائیه زمانیکه ما مشغول بازدید بودیم یه نفر داشت مین رو خنثی میکرد که یهو رفت هوا! به همین سادگی!!

اینارو گفتم که این اول سالی از شهدا هم یادی کنیم و یادشونو گرامی بداریم.برای شادی روحشان حمد و سوره ای بخوانید.اینقدر حرف زدم فراموش کردم بگم: عیدتان مبارک